خرید بک لینک
بعد از ظهر دلگیری بود،مثل بعد از ظهرهای دلگیر سالهای گذشته ،محل هم همان محل ومکان هم همان مکان(میدان سرچشمه)،مطب پزشک مملو از بیمارانی بود که بعضی ها نای حرف زدن نداشتند و برخی ها که مریض نبودند درحال گفتگو در مورد بیماری ها و اظهار نظر در مورد مسائل روز بودند.هنوز دکتر نیامده بود.منشی می گفت در اتاق عمل هست تا یک ربع دیگر می رسد. زمان به کندی می گذشت ساعت 9/17 دقیقه بود که پزشک وارد مطب شد بیماران به تکاپو افتادند که زودتر ویزیت شوند.همه بلند شده و دور میز منشی جمع شدند.منشی با صدای بلند گفت چهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:12

بعد از ظهر دلگیری بود،مثل بعد از ظهرهای دلگیر سالهای گذشته ،محل هم همان محل ومکان هم همان مکان(میدان سرچشمه)،مطب پزشک مملو از بیمارانی بود که بعضی ها نای حرف زدن نداشتند و برخی ها که مریض نبودند درحالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 16:18

سارای و خان چوپانشرف ؛ پاکدامني و آزادگي مهمترين عناصر شخصيتي يک دختر ترک آذربايجاني را تشکيل مي دهند. اين پاکدامني و آزادگي نمودهاي بسيار زيبايي در فولکلور و فرهنگ آذربايجان داشته است . يکي از اوج هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 18 دی 1398 ساعت: 12:31

از بچگی به نماز علاقه مند بود،زندگی او با نماز ودعا عجین شده بود. از همان ایام طفولیت که مثل همه بچه های روستائی به چرای گاو گوسفندان می رفت مواظب ظهر بود وسعی داشت نماز اول وقت بخواند. روزی از روزها ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 1:51

حلول ماه مبارک رمضان و ماه ضیافت الهی برای منی که دارم به دوران پایانی زندگی می رسم دارای رنگ و بوی خاصی است.یاد سحرهای ماه مبارک بخیر،سحرهای که با صدای مناجات بابا خدابیامرز از خواب بلند می شدیم ،عجبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 11:11

چنین روایت کرده اند که روزی.............. عوض نامی جهت درخواست ارثیه پدری به عموی خود مراجعه می کند،عمو که از نعمت فرزند ذکور بی نصیب بود از درناسازگاری در آمد و گفت ،تورا که فرزند صغیری!چه نیاز به باادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 11:11

تازه درمرکز بهداشت شهرستان اردبیل استخدام شده بودم.درفصول گرم سال و روزهائیکه هوا گرم بود با دوچرخه نیم کرسی که ظهراب برایم خریده بود به روستای شیخ کلخوران که محل کارم بود می رفتم .زمستان سال 1371 بودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 11:11

شب بسیار سرد وتاریک زمستان بود آنشب هنوز ماه بیرون نیامده بود،آن ایام، مثل امروزها توالت در روستا ها وجود نداشت ومردم معمولاً در کنار رودخانه ویا کوللوک قضای حاجت می کردند.شبها قبل از خواب پسران و دختادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت: 11:11

تازه به شهر آمده بودند ،در روستا خبر از برق وروشنائی نبود در آنجا با لامپا و فانوس خانه را روشن می کردند.برای روشن شدن چراغ یک چیزی را در روی دیوار می زدند.قباد مبهوت این روشنائی شده بود.وقتی قباد به ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

چنین روایت می کنند که روزی روزگاری......... دوپسر عمو برسرموضوعی نه چندان مهم با هم بحث کردند و کار به فحش و ناسزاکشید یکی از پسر عموها به دیگری که هم سن و سال یودند گفت:آغزوا اوستورم آن پسر عمو دلگیرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

مدت زیادی نبود که به روستای چراپبا مهاجرت کرده بودند.از مایحتاج زندگی چیزی نداشتند.از خروس خوان صبح تا پاسی از شب مشغول کار وتلاش بودند،محصول کار و تلاش آنان به روستای شندرشامی می رفت وآنها مجبوربودندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

چند روزی بودکه بابا در بستر بیماری بود،از درد قفسه سینه و بازو شکایت داشت دکتر برایش چند تا آمپول نوشته بود،عمو علی گشاد جهت تزریق آمپول به خانه آمده بود.بعد از تزریق آمپول، درحالیکه دستهایش را با پنبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

در روزگاران گذشته که پزشک و درمانگاهی وجود نداشت کارهای درمانی و پزشکی در شهرها وروستا ها توسط حکیمان وشکسته بند ها که با طبی سنتی آشنائی داشتند انجام می شد.کارهای مربوط به کشیدن دندان وحجامت و ختنه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 ساعت: 21:46

یک وقت هایی فکر میکنيم مرد بودن، چقدر می تواند غمگین باشد!!، هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید... هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند... هیچ انجمنی، با پسوند «... مردان» خاص نمیشود...!!، مرد ها نمادی مثلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 21:38

شب یلدا بود همه افراد خانواده در خانه ما جمع شده بودند عمو وعموزادها هم آمده بودند،صحبت از روزهای برفی و شبهای سرد زمستان در روستا بود، روزهای برفی که تا 5 ،6 روز بطو مدام برف می بارید و مردان و زنان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدی‌پور تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 21:38

صفحه بندی